حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2287
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
« پومپه سعى داشت ، كه نگذارد فرهاد با سرزنشها و حرفهاى ديكتاتورى « 1 » يا اقدامات جسورانهاش او را بجنگ بكشد . بنابراين ، وقتى كه فرهاد به پومپه گفت ، فرات سرحدّ دولتين است و شما نبايد به اين طرف رود پا بگذاريد ، او جواب داد ، كه سرحدّ صحيح جائى است ، كه ما در آن هستيم » . بنابراين ظن قوى ميرود ، كه عبارت پلوتارك چون گنگ بوده هريك از مترجمين ، چنان كه فهميده ترجمه كرده ، و مقصود پومپه چنين بوده ، كه نظر فرهاد صحيح است و فرات سرحدّ خواهد بود ، چه در اين زمان روميها در آنطرف رود فرات بودند . غير اين جواب نقض غرض پومپه ميبود ، زيرا او از جنگ ميخواسته است ، احتراز كند . م . ) . بايد دانست ، كه اين وقايع و تسليم شدن تيگران وقتى روى داد ، كه پومپه شكستى به مهرداد ششم پنت داده و او براى جمعآورى قوائى جديد بخرسونس توريد ( قريم ) رفته بود . بعد پومپه ، چنان كه بالاتر گفته شد ، در تعقيب او به طرف قفقازيه متوجه گشت و باميد بدست آوردن مهرداد تا رود كورا تاخت و با مردم آلان جنگ كرد ( اينها آريانى ايرانى بودند و در آنطرف كوه قفقاز تا دربند داريال سكنى داشتند . م . ) . بعد به طرف درياى سياه رفت و باز اثرى از مهرداد نيافت . در اين حال تصميم كرد به طرف درياى خزر برود و ليكن در عرض راه ديد ، كه بايد با مارها جنگ كند ( شايد مقصود دشت مغان باشد ، كه در تابستان مارهاى زياد دارد ) اين بود ، كه برگشت . در اين احوال كدورتى ، كه بين فرهاد و پومپه رويداده بود ، شديدتر گرديد . توضيح آنكه ، چون پادشاهان دستنشاندهء ماد ، پارس و خوزستان دانستند ، كه بين فرهاد و پومپه كدورتى است ، خواستند از موقع استفاده كرده از تابعيّت دولت پارت بيرون آيند . اين بود ، كه سفرائى نزد پومپه فرستاده اظهار كردند ، تمكين ما از شاهان اشكانى از راه اضطرار و ناچارى است ، اگر كمكى بما شود ، با او ضدّيّت خواهيم كرد و اكنون از پومپه همين درخواست را داريم . فرهاد اين خبر را شنيد ، ولى در ابتداء نهراسيده بارمنستان درآمد ، تا به كردون حمله كند . سردار رومى آفرانيوس « 2 » نامى را فرستاد ، تا اين
--> ( 1 ) - تحكّمآميز . ( 2 ) - Afranius .